نخستين گام در بکارگیری رسم الخط لري و لكي شناسايي الفباي اين دو گويش است. اين نوشته بر آن است كه به يكي از واج هاي رايج در اين دو گويش كه متاسفانه در فارسي امروز مهجور و متروك شده است يعني يایي كه در زبان دستورنويسان به ياي مجهول( به اعتبار آن كه در الفباي عرب نبوده لغويان عرب آن را مجهول شمرده اند)بپردازد. اين واج جداي از ياي معروف است. اين ياء (ě) واكه اي پيشين، نيم بسته و گسترده است.اين واكه در كلماتي چون Šěr(شير درنده)،)sěr مقابل گرسنه)،lěva(ديوانه) ديده مي شود.

در توليد اين واكه پس زبان به طرف كام افراشته مي شود و مجراي گفتار را تنگ مي كند. اين تنگنا باعث مي شود كه جريان هوا در عبور از آن طنين خاصي ايجاد كند كه "بستگي" ناميده مي شود(حق شناس،1378:101 و ويرا:13 ) اين ێ را ياي مجهول هم مي گويند.( خانلري،1352:188 )امتداد تلفظ اين حرف به اندازه يك تا دو كسره است(محمد رحيمي، ويرا:100 ) ياي مجهول در الفباي فارسي قديم وجود داشته و به تدريج از بين رفته است. حمزه اصفهاني اين مصوت را " حرفي كه به ياء شبيه است" توصيف مي كند و كلمات سير(لفارسيه الشعبان) و شير(لفارسيه الاسد) را مثال مي آورد. خانلري به نقل از خواجه نصير مي نويسد" حرفي كه ميان فتحه و كسره باشد چنانكه در لفظ شير باشد كه به تازي اسد باشد.و جاي ديگر : حرفي كه به ياء ماند در دير و زير " سپس همين مؤلف در ذكر حروف و حركات قوافي مي گويد : "ياء كه در خطاب باشد مثلا " گويي تو در اين سخني" يا در صفت چنان كه در لفظ " خوش سخني" يا در نسبت چنان كه در " شهري ديگر" باشد و شبيه به يائ كه در نكره آيد . مثلاً :"گويي سخني از سخن ها" يا در تقدير فعل چنان كه گويي"اگر گفتي" و " كاشكي گفتمي" و "به خواب ديدم كه گفتمي"ديگر، و اين دو حرف باشد يكي گرفته اند"

تفاوت ميان اين دو مصوت يعني ياي مجهول و ياي معروف هنوز علاوه بر لرستان در بعضي از نواحي فارسي زبان وجود دارد. در بعضي نسخه هاي مكتوب در قرون چهارم و پنجم براي ياي مجهول نشانه خاصي در كتابت هست كه به اين صورت است: )

اما در فارسي درسي مدت هاست كه اين تفاوت از ميان رفته است. يعني امروز در فارسي رسمي و متداول ايران كلمه اي مانند " مي بيني " با سه مصوت"I" يكسان تلفظ مي شود و حال آنكه در تلفظ مردم افغانستان و تاجيكستان( و البته لرستان! ) مصوت نخستين در جزء " مي" شبيه به كسره ممدود و متفاوت با دو مصوت ديگر ادا مي شود.( خانلري،188: 1352)

به نظر مي رسد كه اين مصوت تا قرن هشتم هجري در زبان فارسي وجود داشته است. شعر معروف مولوي ناظر به اين مفهوم است،آنجا كه مي گويد" اگر چه در نوشتن باشد شير،شير!".

دقت در مصرع آغازين گوياي تفاوت دو ياي معروف و مجهول است. مولوي مي گويد"گرچه در نوشتن"نه "در تلفظ!". به عبارتي سياق مصراع نشان مي دهد كه خوانش دو واژه شير با تفاوت"ياء" بوده است و ايشان تاكيد مي كند كه اين كلمه تنها در نوشتن چون هم باشند نه در تلفظ و معني!

خواجه نصير توسي قافيه كردن شير(جانور) و شير(نوشيدني) را قبيح دانسته است.اين مسئله نشان مي دهد تلفظ اين حرف يعني يايي كه در تداول لرزبانان و لك زبانان وجود دارد تا زمان ايشان به كار رفته و البته در همان زمان دچار تحول يا خلط شده است چنانكه خواجه را ناگزير به تذكر واداشته است.(توسي،1363:69)

در همين ارتباط پاره اي از كلمات كه داراي ياي مجهول يا ياي لكي بوده اند امروزه تبديل به كسره شده و اگر در املاي كلمه در متون كلاسيك ديده شود به غلط "I" خوانده مي شود.مانند فريشته ferěŝta كه به غلط feriŝta و امروزه freŝta تلفظ مي شود. دكتر خانلري نيز بر اين امر صحه گذاشته و مي گويد گمان مي رود كه در اين مورد ياي مجهول است كه با كسره تناوب دارد ( خانلري،1352:199) مثال هاي زير نمونه هايي از اين معني است:

شگفت / شگيفت ( بلعمي ع 130)

فرشته / فريشته ( بلعمي چ 16_ طبري 828_ هدايه ع 9_ سامي 63_ ميبدي8:220_ ابنيه چ 2_ سجستاني2_ پاك8: 21_ سيستان 40_ سور16)

زشتي/ زيشتي (طبري 1654)

بخشش / بخشيش( زمخشريا:145)

رشته / ريشته( لسان 147)

كنجد / كنجيد(قابوس ع 10a.f)

گوساله / گوسالي (طبري 718)

(خانلري:1352:199)

 حافظ غزلي دارد با مطلع:

شاهد آن نيست كه موئي و مياني دارد

بنده طلعت آن باش كه آني دارد

در اين غزل همه كلمات قبل از رديف به ياي نكره ختم مي شوند.در اين غزل نيز حافظ "فلاني" را دوبار همراه با كلماتي كه به ياي نكره ختم مي شوند قافيه كرده است:

اي صبا نكهتي از كوي فلاني به من آر

زار و بيمار غمم راحت جاني به من آر

و نيز در غزل:

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشاني داد

كه تاب من به جـــــــــــهان طره فـــــلاني داد

شعراي بزرگ هيچگاه ياي مجهول را ياي معروف قافيه نمي كرده اند .(علي اشرف صادقي،1380:62)

شايد قديميترين مرجعي كه اين واج را با علامت مجزا نشان داده است يك نسخه خطي
تفسير پاك مربوط به قرن چهارم باشد كه براي ياي مجهول نشانه (
) را قرار داده است.البته در متون عربي قرون اول هجري ياي مجهول كلمات فارسي يعني ě گاهي با "ﺄ"  نوشته شده است.(علي اشرف صادقي،1380:62) . به طور كلي همانطور كه گفته شد واكه مركب aiكه در پارسي باستان وجود داشته است در دوره هاي متاخر به علت آنكه نشانه خاصي نداشته به شكل "ῑ" نوشته شده و در دوره ميانه مبدل به ēشده است. اما اين تبديل ها در صورت لكي و لري راه نيافته و شكل باستاني آن حفظ شده است.(خانلري،1352:94)

این مقاله در ویژه نامه زبان مادری نیز که توسط ابراهیم خدایی منتشر یافته ٬ آمده است.

خبر این ویژه نامه در بلاگ نیوز