رییس جمهور بعدی همین مسیر را ادامه میدهد
اشاره :محمدجعفر محمد زاده ، مشاور و رئیس دفتر معاون اول رییس جمهور از مدیران فرهنگی کشور است که پیش از این در حوزههایی چون صداوسیما، آموزش و پرورش و مطبوعات مسئوولیتهای گوناگونی را عهدهدار بوده است. محمدزاده دارای تالیفاتی چون«تک بیتهای حافظ»، «از منزل کفر تا به دین»، «اسفندیارنامه»و«روزهای انتخاب» و"در فراسوی زمان" است.
همچنین درکارنامه مدیریت سیاسی وی میتوان به مدیریت در بخشهای مختلف صدا وسیما و مدیر کلی روابط عمومی و امور بین الملل دیوان محاسبات ومعاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس جمهور اشاره کرد. آنچه درپی میآید، گفتوگوی«آفتاب حسن» با محمدزاده درباره اهداف و رویکردهای فرهنگی دولت و ادبیات سیاسی حاصل از آن است.
مهمترین ویژگی کار در دولت نهم و دهم را چه می دانید؟
قبل از هر چیز، انتشار «آفتاب حسن»را به شما و همکارانم در نهاد ریاست جمهوری تبریک میگویم و امیدوارم این نشریه، زمینهای برای تعامل و ارتباط هرچه بیشتر همکاران با یکدیگر و تعمیق فرهنگ سازمانی نهاد باشد. نگاه دولت به فلسفه کار و تاسیس فرهنگی جدید با عنوان «گفتمان خدمت» که ذیل انگیزه اصلی دولت یعنی عدالت قابل تعریف است. موضوع خدمت مسئولان به مردم بخشی از ادبیات بنیادین انقلاب اسلامی است ؛ همچنان که حضرت امام (ره) بارها با تعابیر گوناگون، خود و همه مسئولان را خدمتگزار مردم خواندند و شهید بزرگوار مرحوم آیتالله بهشتی فرمودند ما تشنگان خدمتیم ، نه شیفتگان قدرت.در عین حال ، واژه زیبای خدمت برای این که به گفتمان تبدیل شود ، به ملزوماتی نیاز دارد. یکی از این ملزومات ، انرژی فراوان ، سرعت و کار بیوقفه است ؛ دیگری حذف دیوانسالاری زاید و تمرکز زدایی اداری است؛ دیگری شکستن حلقه بسته مدیریتی ، مقابله با مفاسد اقتصادی و رانت خواری است؛ تشریفات زدایی و عملگرایی است؛ اما از همه اینها مهمتر آن است که خدمت را به عنوان یک پدیده ارتباطی تحقق ببخشیم.خدمت در ادبیات انقلاب اسلامی ، اصلیترین مدار و محور رابطه حاکمیت و ملت است. یکی از مشکلات اساسی ما پس از انقلاب اسلامی و به ویژه در دوران پس از جنگ تحمیلی در تعریف رابطه دولت و مردم بروز کرد.ما به تعریفی عملی و عینی از این رابطه نیاز داشتیم.یکی از دغدغههای نظام در آن سالها این بود که مردمی که انقلاب کردند مبادا بعد از مدتی احساس کنند، برخی از دولتمردانشان چندان تفاوتی با کارگزاران رژیم سابق ندارند و این خطر بسیار بزرگی بود که میتوانست شکاف میان دولت و مردم را به دنبال داشته باشد.اگر چنین میشد، بنیادی ترین عنصر دولت اسلامی ، یعنی «مردم محوری» تضعیف و انقلاب از درون تهی میشد. انتخاب دکتر احمدینژاد به ریاست جمهوری ، نوعی آسیب شناسی رابطه دولت و مردم و راهکاری جدید برای اصلاح این رابطه بود.حضور رییس جمهور در شهرها و استانهای مختلف ، تصویر فاصله دولت از مردم را شکست و مردم نوعی همذات پنداری را با رییس جمهور خود تجربه کردند.به این معنا که اولاً شعار «مردی از جنس مردم» در عمل تحقق پیدا کرد و مردم از نزدیک دیدند که رییس جمهور از لحاظ رفتار و زیست فردی با آنها یکی است . در سطح کلان و حاکمیتی نیز اتفاق بزرگی روی داد که من نام «وحدت دولت و ملت» را روی آن میگذارم.
وحدت دولت و ملت به چه معنا؟ وحدت در رفتار یا اهداف؟
هردو. معنای حقیقی و آرمانی مردمسالاری، وحدت ویگانگی دولت و مردم است.
ترجمه واژه دموکراسی هم همین است، حکومت مردم بر مردم؛ منتهی آنچه امروز به عنوان دموکراسی میشناسیم ، حکومت نمایندگان ناخوانده مردم بر مردم است، در حالی که معنای اصیل این اصطلاح، حکومت خود مردم است، نه نمایندگانشان. در نظامهای لیبرال دموکراسی، اولاً افرادی که از فیلتر احزاب یا به تعبیر گویا تر ، خاندانهای سیاسی به ریاست جامعه میرسند، معلوم نیست چه قدر نماینده مردمشان هستند، ثانیاً پس از انتخاب، هیچ تضمینی وجود ندارد که اراده جامعه را نمایندگی کنند. در دوران باستان برخی از سرزمینها شاهد دموکراسیهای مستقیم بودند که در آن شهروندان در میادین شهرها جمع میشدند و بی واسطه در تصمیمگیریهای عمومی مشارکت میکردند؛ اما در دوران جدید، دموکراسی به انحراف رفت و آنچه از آن باقی مانده، دروغی بیش برای حفظ قدرت خاندانهای سیاسی احزاب و افزایش ثروت کارتل ها و تراست ها نیست. تعریف درست مردم سالاری که امروز اکثر جوامع در حسرت آن به سر میبرند، با سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد در ایران احیا شد، منتهی این تصویر این بار انعکاسی از آموزههای اسلامی ، تعالیم حکومت علوی و در ادامه آن سلوک سیاسی امام خمینی بود. شما میبینید که وقتی امام در سال 57 از پاریس به تهران آمدند، مردم در خیابانهای تهران جمع شدند و با حضور فیزیکی و سیل آسای خود وحدت ملت و حاکمیت را به نمایش گذاشتند. امروز هم تداوم این حضور را در استقبال از سفرهای رهبرمعظم انقلاب وسفرهای استانی هیات دولت میبینیم.
یعنی شما سفرهای استانی رییس جمهور را نوعی تأسیس در ادبیات سیاسی ایران میدانید؟
بله، وحتی فراتر از آن معتقدم سفرهای استانی را باید از چشمانداز مدیریت ملی و راهبردی دید. تا پیش از دولت نهم درباره توسعه متوازن و توزیع عادلانه فرصتهای ملی فراوان گفته و نوشته میشد، اما دکتر احمدینژاد این آرزوی ملی را به برنامه و عمل تبدیل کرد. قبل از همه هم از خودش شروع کرد و مدل ریاست جمهوری را از مدل پشت میز نشینی و مرکز نشینی به مدل عملیاتی تغییر داد . یکی از ارزشمندترین بدعتهای زیبایی که امروز دیگر به سنت تبدیل شده است و روسای جمهور بعدی هم ناگزیر از التزام به آن هستند، تشریفات زدایی از جایگاه ریاست جمهوری و توجه به عملگرایی آن است. سفرهای استانی ، سفر شخصی یا حتی سیاسی رییس جمهور به حساب نمیآید و در آنها یک لشکر به دنبال تدارک شام و ناهار رییس جمهور نیستند. این سفرها سفرکار و خدمت است و رییس جمهور هم واقعاً لباس خدمت پوشیده است تاپیشاپیش هیات دولت برای حل فوری مشکلات مردم قدم بردارد و گرههای توسعه مناطق محروم را بازکند.
در چنین مدلی، طبیعی است که اجرای پروژهها سرعت میگیرد؛ چرا که اراده مستقیم رییس جمهور پشت آنهاست. اگر موانع مدیریتی،حقوقی و مالی وجود داشته باشد، به سرعت برداشته میشوند و اگر نیاز به پاسخگویی وجودداشته باشد، مردم وزیر ،استاندار با مسئول مربوطه را صدا میزنند و از او پاسخ میخواهند. اتفاقاً یکی از برکات سفرهای استانی و حضور هیات دولت در بین مردم همین فرهنگ پاسخگویی مسئولان است که آن هم از ملزومات مردم سالاری دینی است.
ظاهراً شما تاکیدی ویژه بر مقوله فرهنگسازی در دولت نهم و دهم دارید؛ آن هم فرهنگسازی در سطح مسئولان و نه تنها مردم....
اولاً به نظر بنده فرهنگ ساخته نمیشود؛ تکوین میشود. درثانی ، فرهنگ ، مردم و مسئولان نمیشناسد و همه اقشار و طبقات جامعه را با خود همراه میکند. شما ببینید وقتی شیوه حکمرانی از مدل لوکس و تشریفاتی به مدل عملیاتی تبدیل شود، این انتظار در مردم هم ایجاد شده است که دولتمردان آنها در همه سطوح و حتی در ادوار بعد، با تحرکی در سطح دکتر احمدی نژاد عمل کنند؛ این که دیدیم در انتخابات گذشته ، همه کاندیداها ، منهای مواضع سیاسیشان، سفرهای استانی را شعار تبلیغاتی خود انتخاب کردند، نشان میدهد که فرهنگ سیاسی مردم نیز در دو دولت گذشته تغییر کرده است.
نکته مهمتر آن که وقتی از وحدت دولت و مردم حرف میزنیم ؛ تاثیر پذیری و تعامل آنها با یکدیگر امری مسلم است.درواقع اگر بخواهیم تمثیلی مناسب به کار ببریم باید بگوییم حکمرانی در مدل کنونی از جنس سخنرانی نیست، بلکه از نوع گفت و گوست.
ارزیابی شما از فضای رسانهای کشور در حال حاضر چیست؟
افق فضای رسانهای کشور روشن است، منتهی در حال حاضر به نظر میرسد که رسانه، بیش از پیش نیازمند نگاه حرفهای است. رسانه با همه پیوندهایی که با سیاست دارد، حوزهای مستقل و تخصصی است که باید به ارتقای شاخصهای آن فکر کرد. اگر تاسیس مطبوعات ساماندهی شود، اگر خبرنگاری به معنای واقعی به تخصص تبدیل شود، اگر خبر به عنوان کالای فرهنگی قابل عرضه و تقاضا جایگاه پیداکند، اگر حوزههایی مثل توزیع و اشتراک مطبوعات مدرنیزه شود و در یک کلام اگر فضای رسانهای رقابتی شود، مشکل بسیاری از بداخلاقیهای رسانهای تا حد زیادی مرتفع خواهد شد. چراکه وقتی نگاهها به یک مقوله حرفهای شد، خواه و ناخواه در مسیر اخلاق آن حرفه قدم خواهیم گذاشت، زیرا رعایت اخلاق ، برای حفظ هویت حرفه ولو در سطح حداقلی لازم میآید.
به عنوان یک چهره شاخص مطبوعاتی چه راهبردی را برای «آفتاب حسن» به عنوان نشریه داخلی نهادریاست جمهوری پیشنهاد میکنید؟
تبیین مواضع رییس جمهور و دولت محترم در محیط داخلی نهاد، تعمیق فرهنگ سازمانی نهاد، توجه به افزایش بهرهوری کارکنان برای هماهنگی هرچه بیشتر باحجم انبوه فعالیتهای شبانهروزی رییس جمهور، تعامل بیشتر با مخاطبان و استفاده از مطالب همکاران ،تولید دست کم چند خبر و تصویر اختصاصی در هر شماره و ارائه تحلیل در امتداد خط خبر.