فصل غايب

     برگي از دفاتر دوران دانش آموزي در دهه شصت برايم يادگار مانده كه بر آن شعري مشهور را نوشته ام : مرگ من روزي ...در بهاري روشن از ... در خزاني خالي از ... در زمستاني غبارآلود و ...

اكنون به صرافت فصل غايب در اين شعر افتاده ام : مرگ در ظهر تابستان را شاعر شوريده يا باور نداشته يا بعيد دانسته است!... البته حداقل دوفصل يا دو فصل بعلاوه سالياني چند به آن ظهر موعود مانده است پس دليلي شايد براي اين تلواسه نباشد خاصه امروز كه به سي و هفت سالگي رسيدم!

رويا

اين چه حسي است كه مرا به جنون وا مي دارد؟ اين لطيفه پنهاني رازي است آيا ، كه مرا به فرداها پرتاپ مي كند؟ گويي اين رويا تعبير روزان شگفتي است كه با باران پيوند خورده است.


مشاهير لرستاني مدفون در حرم مطهر رضوي

پيش از اين وقتي از مفاخر مدفون در جوار حرم مطهر حضرت معصومه (س) سخن گفته بودم وعده دادم مشاهير خفته در جوار بارگاه حضرت امام رضا ( ع) را نيز گزارش كنم.

اين وجيزه حاصل تتبع درين باره در حاشيه يكي از سفرهاي كاري است:

1)     آيت الله سيد محمدرضا بروجردي

سال وفات ايشان 1363  بوده و در صحن آزادي ، حجره شماره 6 آرام يافته اند.

2)     شيخ عبدالرحيم بروجردي

وفات ايشان به سال 1310 ه.ق ثبت شده و در رواق دارالسياده مدفون گشته اند.

3)     ميرزا علي اكبر لرستاني

تارخ وفات ايشان 1348 ه.ق است. آثاري از اين دانشمند لرستاني كه در رواق دارالسياده به خاك سپرده شده به جاي مانده است از جمله: "نورالانوار" ، "ضياء النور" ، الحكايات الاخلاقيه" ، "عقائد الشيعه" .

4)     محمد رحيم بروجردي

تولد ايشان به سال 1224 ه.ق در بروجرد و وفاتشان در 1304 ه.ق در مشهد رضوي بوده است. ايشان نيز در رواق دارالسياده مدفونند. از اين عالم لرستاني دو كتاب هديه الرضويه و اعمال شيعه به يادگار مانده است.

5)     ملا محمود يتيم لرستاني

از علماي قرن 11 هجري ، ديوان شعري از ايشان در دست است. به اعتبار چند صباحي اقامت در همدان در برخي منابع همداني معرفي شده كه نادرست است.

آرشيو:      گزارشی از مفاخر لرستانی مدفون در شهر قم

هستی ومستی

 

معرفت ناب در اندیشه خیام با نگاهی به کتاب هستی ومستی  دکتر دینانی

 با علاقه و حریصانه کتاب" هستی ومستی" استاد دکتر دینانی را تمام کردم.آنچه به اجمال میتوانم درباره آن  بگویم اینکه:  این اثر  سبویی از معرفت ناب ایرانی  و دریافتهای عمیق استاد از اندیشه خیام وتفکرات اصیل اوست  که به روش مصاحبه توسط آقای کریم فیضی تدوین شده  است.

به نظرم بی اطلاع از آنچه دکتر دینانی در شرح خیام گفته است نمی توان اظهار نظر قاطعی در باره خیام ورباعیات او کرد.

استاد دینانی در فرازی از سخن خود میگوید:

"خیام طرح مسئله میکند.هستی آغاز دارد یا نه؟آغاز از کی شروع شده است؟کی یعنی چه زمانی؟زمان چیست وکجاست؟اینها عمیق ترین مسایلی است که بشر با آنها روبرو است و خیام هم آنها را مطرح می کند. خیام از آخر هستی سوال می پرسد ومی خواهد بداند که آیا هستی آخر دارد یا نه؟من چه ارتباطی با هستی دارم؟من هستی ام یا از شئون هستی ام یا جدا افتاده ازهستی؟

واین پرسشهاکه محتوای اندیشه خیام را تشکیل می دهد ودکتر دینانی در گفتگوی مفصل خود به تبیین آنها پرداخته است نه انکار دین است ونه الحاد وبی دینی  هرزگی وپوچ گرایی .بلکه معرفت ناب است که جویای پاسخ های دقیق وتکامل دهنده است:

من بی می ناب زیستن نتوانم                 بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید              یک جام دگر بگیر ومن نتوانم