بازشناسی واژه های مهجور فارسی با استفاده از زبان های ایرانی ضرورتی تام دارد. در پست امشب به بازکاوی معنی شیواندن با بهره گیری از زبان لکی پرداخته ام:

"شیو" šiv  در لکی به معنی آمیخته و برهم زده است.

این واژه در ادب فارسی به شکل شیوان، شیفتن و شیبیدن به کار رفته است.

در تفسیر ابوالفتوح رازی آمده است :

˝ گفت : این گندم برزمین بیفشان و زمین بر شیوان و دانه به خاک بپوشان. ˝

( تفسیر ابوالفتح رازی ، ج 2 : 379)

در مخزن الاسرار نیز آمده است :

˝شیفتن خاک سیاست نمود

حلقه زنجیر فلک را چه سود˝

( مخزن الاسرار نظامی گنجوی: 363)

نیما یوشیج نیز این واژه را به کار برده است :

˝من چرا شیفتم از این سخنان

چاشنی بخش سخن های زنان˝

( مجموعه کامل اشعار نیما : 363)

مصطفی علی پور شاعر و منتقد معاصر پیرامون کاربرد این واژه در شعر نیما آورده است :

اگر منظور از «شیفتم» شیفته شدن باشد غلط بوده حتی با سنت نوآوری نیما نیز تطبیق نمی‏کند. به نظر می‏رسد نیما معنای آشفتن را اراده کرده است که با ساختار جمله نیز مطابقت کرده و آن را معنی دار می‏کند. از آن جا که نیما آثار نظامی را بسیار می‏خوانده بعید نیست که این واژه را وامدار نظامی باشد. (مصطفی علی پور،216:1378)

در همه این ابیات و موارد مشابه همان‏گونه که آمد و در زبان لکی هم رایج است معنی در هم ریختن و برهم زدن و آمیختن استفهام می‏شود.

به نظر می‏رسد شخم shoxm در فارسی نیز از همین ریشه گرفته شده باشد این واژه در لکی به شکل shoym (کردی: shouam ) تلفظ می‏شود. از آنجا که شخم زدن در واقع به معنی شیواندن و درهم آمیختن خاک است چنان می‏نماید که ریشه هر دو واژه مشترک باشد.

هم چنانکه این معنی از صورت ˝ شیب ˝ در شعر خاقانی نیز برمی آید :

˝روح القدس ˝ بشیبـــد ˝

اگر بکر همتش پـرده در

این سراچه اشیا بـرافکند

دل دیـــوانه بشیبـــد

هر مــاه چـــون نظـــر

ســـوی هــلاش بــرسد˝

ابوالفتوح رازی نیز آورده است:

˝گاونر را از اینجا ˝ثور˝ خوانند که زمین شیباند.˝             (تفسیر ابوالفتوح رازی ج2:12)

و نیز در ترجمه قرآن ری می‏خوانیم:

˝گفت موسی که خدای می گوید که آن گافی(= گاوی) بود که نه شیوانیده بود و نه نیز آب داده بود کش را .˝                                                                           (ترجمه قرآن ری :11/ بقره /71)

دکتر کزازی پیرامون این واژه آورده است :

˝ شیواندن، ریخت گذاری ( = متعدی ) شیفتن است. بن اکنون ( = ریشه مضارع ) شیفتن ˝ شیب˝ است. ازشیب اگر مصدر گذرا ساخته شود شیباندن خواهد شد. با دیگرگونگی ˝ب˝ به ˝و˝ این ریخت به گونه شیواندن هنوز درکردی به کار برده می شود.          ( کیهان فرهنگی ، شماره 124 )

بعید نیست واژه شیدا به معنای عاشق ˝ شوریده˝ نیز از همین ریشه باشد. استاد پورداود در مورد شیدا یادآور می شود که در عربی به صورت seda می آید.                     ( یشت ها، ج 2: 49)

صورت‏های باستانی ˝شیو˝ به اشکال ذیل است: پهلوی šěb-(پریشان شدن)؛ فارسی میانه مانوی šyb- (آشفتن)؛ پارتی میانه مانوی šyft(آشفته ، مضطرب)؛ پازند šěuaip؛ لریšěuesen؛ دزفولیšěvessan .                                                  (ذیل فرهنگ‏های فارسی:248)

اضافه کنم که دکتر کزازی با بسط بیشتر این واژه sedu آکدی،sotǎnǎ سریانی‏ها sǎtǎn عبری و شیطان عربی را از ریشه ˝شید˝ می‏داند.                                                       (رخسار صبح:325)