مرور برخی منابع در بازشناخت زبان لکی
تاكنون آثار مختلفي درباره زبانهاي ايراني انتشار يافته است اما تحقيق جامع و كتاب مستقلي كه رابطه گويشهاي ايراني با زبان فارسي را بررسي كرده و از اختصاصات و دايره واژگان اين گويشها و زبانها براي رفع دشواريهاي زبان فارسي بهره گيرد وجود ندارد اگر چه انتشار برخی آثار در سالیان اخیر طلیعه درخشانی را به فرادید آورده است.
اما در خصوص معرفي لكي ، فرهنگ واژگان و نكات آوايي و دستوري آن چند كتاب به چاپ رسيده است، از آن جمله است "فرهنگ لكي" تاليف حميد ايزدپناه (1367) كه از نخستين تلاشها براي گردآوري قاموس واژگان لكي است، همچنين علي مردان عسگري عالم نيز "فرهنگ لكي" (1384) را به چاپ رسانده كه جامعتر از اثر قبلي است.
اكبر ياوريان نيز با انتشار "واژهنامه لري" (1385) كه شامل عموم واژگان لكي و لري است در اين راه تلاش بايستهاي را به كار گرفته است. "دستور زبان لكي، ضربالمثلها و واژهنامه" نوشته كامين عاليپور (1384) نيز تلاشي براي روشمند كردن قواعد دستوري لكي است. محمد چراغيان نيز كتاب "فرهنگ كهن واژههاي اصيل لكي "(1389) را نگاشتهاند كه به رغم برخي اشكالات ، ميتواند در شناخت واژگان لكي موثر باشد. "فرهنگ لكي" اثر رستم رحيم عثمانوندي (1388) نيز به جهت آنكه خارج از جغرافياي لرستان تدوين شده است داراي اختصاصات ارزشمندي است. رضا حسنوند (شوریده لرستانی) نیز "واژه نامه مختصر زبان لکی" (1390) را انتشار داده اند که برخلاف نامش دارای جامعیت بیشتری از آثار قبلی است. این جامعیت به خاطر دایره واژگان و نیز رویکرد زبان شناسانه و علمی اثر است. كرم عليرضايي نيز كتاب "اتيمولوژي واژگاني از گويشهاي غرب ايران" (1379) را نگاشتهاند كه نگاه محققانه و علمي را به كار گرفته و به پژوهش اينجانب قرابت بيشتري دارد، چه آنكه علاوه بر گردآوري واژگان به ريشهها و همساني اين كلمات با زبانهاي باستاني چون اوستايي و پهلوي ميپردازد. همچنين زنده ياد غضنفري امرايي نيز "فرهنگ واژگان لكي" را گردآوري نمودهاند كه اينجانب نسخه دست نویس آن را رويت و تورق نموده و از آن بهره گرفتهام كه متاسفانه گويا نزد بازماندگان ايشان مفقود شده است.
علاوه بر این ها ، غلامحسين كريمي دوستان اثر پر ارج "كردي ايلامي، بررسي گويش بدره" (1380) را منتشر ساختهاند كه در كشف پيوند لكي با گويشهاي ايلامي موثر است. كريم كياني كوليوند نيز قاموسي از واژگان لكي گردآورده كه به نام "فرهنگ كيان" (1389) انتشار يافته و خالي از فايدت نيست.
همچنين پاياننامههاي مختلفي درباره لكي و گويشهاي هم خانواده آن تدوين شده است كه در معرفي اين زبان و رابطه آن با زبان فارسي مفيد است مانند "دستور نامه فرهنگ گويش كاكاوند" تاليف محمد ذوالرياستين (1356)، "ساختمان دستوري گويش لكي خواجوندي كلاردشت" تاليف فرهود ميرچراغي (1370)، "نظام آوايي گويش لكي هرسين از ديدگاه انگاره واج شناسي زایشي استاندارد" تاليف مهرناز ناطوري (1383)، "نحوه گويش لكي كوهدشت از ديدگاه ردهشناسي پژوهشي رده شناسي" ، تاليف علي كاظمي (1386) و آثاري ديگر .
اما به هر روي همان گونه كه در آغاز اين نوشتار اشاره شد تاكنون پژوهش جامعی كه ضمن معرفي زبان لكي و رابطه آن با گروه زبانهاي غربي، تلاش وافري براي ريشهيابي واژگان مهجور و كشف زواياي پنهان دايره لغات غبار گرفته زبان فارسي با مدد جستن از گويشهاي محلي (در اينجا لكي) به انجام رساند صورت نگرفته است.
وب نوشته هایی درباره فرهنگ و اجتماع