انتشار رویای آهوان حنیف
پژواک صدای آساره دل کاظم را لرزاند . برگشت ؛ هم زمان با او سرهنگ نگاهش
را از کاظم گرفت و به آساره دوخت . کاظم انگشتان دست شکسته اش را به کمر
بند پهنش گیراند و دست سالمش را به زحمت بالا آورد و به علامت خدا حافظی
تکان داد .صدای آساره بار دیگر در دل کوه پیچید : منتظرت می مانم ! ...
رویای آهوان تازه ترین رمان دوست اندیشمند و مهربانم "محمد حنیف" منتشر شد. کتاب را از حنیف عزیز در زیباکنار شمال هدیه گرفتم و در یک شبانه روز بااشتیاق خواندم.
حنیف نویسنده پرتوان ، صمیمی و در عین حال بی هیاهوی لرستان است که دیگر نامش را باید در حوزه ادبیات معاصر پررنگ نوشت.


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱ ب.ظ توسط والی زاده
|
وب نوشته هایی درباره فرهنگ و اجتماع