درباره فعل «شدن»
«شدن» در زبان فارسی به معنای رفتن است، این کلمه در لکی «چیین» است، در این مقال نشان خواهم داد که واژه لکی برگرفته و یا تغییر یافته همان واژه «شدن» است.
«شدن» چنانکه آمد به معنای رفتن، سپری شدن و گذشتن به کار رفته است:
· چون چند روز بشد لشگرش حسن بن قحطبه را بر خود امیر کردند (زین، 120)
· و چهار بار پادشاهی از ایران بشد (مقدمه 10)
· و این دوندیم نزدیک این دو سالار شدند (بیهقی 226)
· و پیرزن با آن همه نعمت پیش شوهر شد (کیمیا 545)
· زبیر به بصره شد (بلعمی 163)
· و بر قلعت رفتن و پیش امیرمحمد شدند (بیهقی 10)
· و از آنجا بشد (قشیریه 70)
· قیصر از پیش بشد و زّبا را بشارت داد (بلعمی 821)
گر سخن گوید آب سخن ما برود
بشود دور ستاره چو برآید مهتاب
(فرخی 16)
سیاه گیل و سام را بگرفتند و در آن خانه شدند.
(لهک دا؛ 313)
این نمونهها که آمد همه را از کتاب تاریخ زبان فارسی خانلری (ج 2: 1352) گرفتهام و البته نمونههای مشابه در آثار فارسی بسیار است.
واژه «شد» در گویشهای مختلف ایرانی به کار میرود اما به تناسب گویش تحولات واکی در آن صورت گرفته است.
در گویش بلوچی این واژه به شکل šut به کار میرود. šut سوم شخص مفرد ماضی (منطبق بر بن ماضی) از فعل شدن «رفتن» است: (علی اشرف صادقی: 1378؛ 136) در تاجیکی این واژه šud و در فارسی قدیم گاهاً «شذ» است. دکتر صادقی بر آن است که این فعل از šu-ta ایران باستان گرفته شده است (همان)
در گویش رشتی šoo به معنای رفتن است و در گویش تالشی šem فعل اول شخص مفرد ماضی ساده فعل še «رفتن» است (همان، 140)
در لکی این واژه به شکل چین čean به کار میرود و در گویش فیلی یا ایلامی čegen میگویند.
نکتهای که در گویش تالشی به چشم آمد تبدیل واج «دال» به «ی» در واج دوم «شد» بود. این تحول از جمله تحولات رایج در لکی و گویشهای همطراز آن است به طور کلی تبدیل «د» به «ی» از اختصاص این گویشهاست:
لکی پهلوی فارسی
باد bād bāt bay
بادام bādām bātām bāyam
چادر čādor čātur čayer
مثالهای این تحول بسیار است:
دادن ← داین
زندگی ← زنی
پایدار ← پایّار
در گویش ایلامی هم این تغییر به چشم میآید:
خود ← خوی
زیاد ← زیای
اما واج اول کلمه «شد» هم از تغییر مصون نمانده است، تناظر «چ» با «ش» از گونههای رایج زبان فارسی است. به عبارتی بسیاری از واژگانی که دارای واج «ش» هستند نوعاً همین واج میتواند به «چ» تبدیل شده و جالب آنکه در بسیاری از موارد هر دو تلفظ در زبان کاربرد دارند.
مثالهای زیر نشان دهنده همارزی واجهای «ش» و «چ» است:
شبان ← چوپان
شلب شلب ← چلپ چلپ (صدای آب)
شلتوک ← چلتوک
همچنین در لکی شغال را چغل میگویند و یا طاقچه را تشقه میخوانند.
اکنون به فعل «شد» در زبان فارسی برگردیم و دو تغییر واکهای را با آن تطبیق دهیم:
شد = رفت
ش ← چ
شدن =چیین (مصدر)
چنانکه مشهود است این فعل برگرفته از شکل قدیمی آن در زبان فارسی است که دچار تغییرات واکهای شده است.
وب نوشته هایی درباره فرهنگ و اجتماع