بسیاری از طوایف لک زبان دارای پسوند «وند» هستند، فراگیری این پسوند چنان است که بسیاری وجود آن را نشان­دهنده لک زبان بودن آن طایفه می­دانند. این قاعده البته استثنائات بسیار دارد مانند ایل بهاروند که لرزبان و از طوایف بالا گریوه است. حداقل می­توان این مطلب را قاعده کرد که پسوند «وند» تنها در طوایف لر و لک دیده می­شود و طوایف کرد از آن استفاده نمی­کنند اگرچه بسامد آن در میان لک­ها بیشتر است.

این مسئله می­تواند اندکی ما را در شناخت طوایف و انشقاق آنها از کرد یاریگر باشد. جالب آنکه طوایفی که لک اصلی هستند مانند باجولوندها وقتی در میان صفحات کرد قرار گرفته­اند این پسوند را از دست داده­اند و باجلان خوانده می­شوند.

داشتن پسوند در آخر نام طوایف روش معمولی در میان اقوام ایرانی است که علاوه بر آن که باعث وحدت و شناسه در میان یک قوم می­شود آن را از گروه­های دیگر ایلی تمییز می­دهد.

در بلوچستان پسوند «زه» یا «زهی» معادل «وند» لکی است و پسوند «لو» در میان اقوام ترک دارای همین نقش است. (طبیعی؛ 1378: 343)

سیسیل جی. ادموندز می­نویسد: «نام­هایی که به وند ختم می­شوند مخصوص سرزمین اصلی کردستان نیستند و در میان لرها و لک­ها شیوع بیشتری دارند. این پیشوند از ریشه فعل لکی – لری «وندین» به معنای افکندن یا دوانیدن و لذا به معنی شاخه یا شعبه است و نخستین بخش نام قبیله همیشه نام «نیا» است و هیچ گاه نام محل نیست» (ادموندز؛ 1382: 54)

ابراهیم یونسی حدث ادموندز را که آن را ریشه «ونن» vanen می­داند با دیده تردید نگریسته و می­گوید «دانشمند آلمانی این پسوند را از ریشه «بند» می­داند اما من این وجه اشتقاق را که از یکی از درس­خواندگان خرم­آباد شنیده­ام و نظایری در سایر زبان­ها دارد محتمل­تر می­دانم» (همان: 54)

دکتر طبیبی بی­آنکه به نام ادموندز اشاره کند نظر او را تکرار کرده و «ون» را از ریشه افکندن و دوانیدن می­داند و در عین حال شرط عضویت افراد یک طایفه را به داشتن «نیای مشترک آرمانی» برمی­شمرد:

«در سیستم خویشاوندی آرمانی نیز عضویت افراد، نه تنها به سبب خویشی و قرابت خونی، بلکه داشتن نیای مشترک آرمانی است که ایل یا طایفه بنام او نامیده می­شود. این نوع خویشاوندی در میان عشایر لک و لر بیشتر وجود دارد که با پس­وند «وند» مشخص می­شوند مانند همه­وند (همه یا حمه مخفف محمد) حسن­وند / بهاروند / رشوند (رش مخفف رشید)

این پسوند از ریشه فعل لکی ـ لری «وندین» به معنی افکندن یا دوانیدن در مفهوم شاخه یا تیره است.» (طبیبی؛ 1378: 200)

محمد حنیف به نقل از ایرج محرر ذکر پسوند «وند» یا «ون» را علاوه بر نام طایفه برای نام مکان هم ممکن می­داند:

تاکنون خیلی از پژوهشگران در مورد پسوند «ون = وند» وند تحقیق کرده­اند چرا که این پسوند نه تنها در نام اقوام ایرانی دیده می­شود بلکه در نام برخی از اماکن ایران همچون دماوند، نهاوند و الوند نیز وجود دارد. حتی واژه «دما» در نام ترکیب دماوند را به معنی عقب و واژه نها – در نام ترکیبی نهاوند ـ را به معنی جلو ذکر نموده­اند، من نیز به این باورم که واژه ال در نام ترکیبی الوند دگرگون شده آن (عقاب) است که روی هم به معنی عقاب­وند همچون نام خانوادگی دالوند در لرستان که به معنی عقابوند است» (حنیف؛ 1378: 6)

البته همین محقق پسوند ون در بیرانون (= بیرانوند) را استثنا دانسته و می­گوید: «پیشوند بیدن در درنام بیرن­وند دگرگون شده نام بهرام (بهرم بهرن بیرن) به شمار می­رود از ریشه اوستایی وِرِتمن» (همان)

وند در دستور فارسی به شکل «ون» و «آوند» هم آمده است: آوند که از گروه وندهای سترون است به دو جور «- آوند» و «---وند» با ویژگی­هایی که صرفی­اند نه آوایی به کار می­رود. گونه­های این وند به دریافته­های (دارندگی،‌ نسبت)؛ اسم آمیخته شده­اند و اسم (خداوند) یا صفت (ورجاوند) ساخته­اند، پسوند «ون» (van) هم در دستور فارسی پسوند شباهت، لیاقت، همانندی (شبیه، چگونگی) ذکر شده است. ون سبک شده وان و نشان شباهت و مانندگی است (ضیاءالدین هاجری، 1377: 256)

وند در دستور زبان فارسی نشانه نوعی ارتباط است.

وند در ایران باستان (ونت) vant و در سنسکریت وت vat بوده پسوندی است به معنای:

الف) خداوندی، صاحبی مانند: دولت هنر

ب) شباهت: خاوند (خداوند)، پولادوند

ج) در پایان اسم­های مکان درآید: ورجاوند، دماوند

دکتر هاجری در این باره اضافه می­کند:

«پسوند «وند» برای نسبت است و در فارسی باستان به معنای «دارنده» بوده مانند پیوند، خداوند، خویشاوند، در زبان فارسی گذشته گاوند (= گاودار) در نام­های خاص مردمان، اماکن، طوایف نیز آمده است مانند: الوند، پولادوند، باوند، دماوند، نهاوند، سگوند»

در کتاب «کاملترین دستور زبان فارسی» درباره­ی پیشوند و پسوندهای زبان فارسی (ص 388) از گفتار کسروی آمده است: «وند که در آخر نام­های خانواده­ها و ایل­ها بسیار آمده چنان­که باوند، هیداوند و سگوند و لغت­نویسان آن را ادات نسبت دانسته و در کلمه خداوند به معنای (مانند) نوشته­اند ما می­پنداریم در نام­های نهاوند و دماوند به هیچ یک از این معنی­ها نبوده و معنایی دیگر دارد چه (وندن) در زبان­های باستان ایرانی به معنای (نهادن) بوده و یکی از معناهای نهادن واقع شدن و ایستادن بر جایی است؛ و (نها) به معنی پیش و (دُما، به ضم دال به معنی پشت و دنبال بوده پس نهاوند یعنی شهر یا آبادی ایستاده در دنبال و پشت. می­توان گفت در نامگذاری این دو آبادی، دوری و نزدیکی آنها را نسبت به جایی یا شهری میزان گرفته، آنچه نزدیک بوده نهاوند و آن دیگری را دماوند نامیده­اند»  (ضیاءالدین هاجری، 1377: 259)

این گمان اخیر را ملک­الشعرای بهار هم متذکر می­شود و می­گوید که دماوند از ترکیب دما (= پشت)، + وند ساخته شده و این گمان را تقویت می­کند که دماوند و نهاوند به معنای حدود «وند»ها به معنای مطلق طوایف لک و یا شاید لر بوده است به عبارتی «وند» نام عمومی طوایفی بوده است که حدفاصل همدان و تهران زیسته­اند.

در کتاب مجمل­التواریخ عهد زندیه به طوایف وند، جماعت وند و ایلات وند اشاره شده است:

«امام­قلیخان زنگنه (ولد رحیم­بیک که در شجاعت و ثمور و سخاوت مشهور و معروف بود) که احوال را بدین منوال دید در شهر بودن را صلاح ندانسته، همان شب عزم رفتن به میان ایلات «جماعت وند» نموده که تدارک خود را آنجا دیده، لشکر از ایلات فراهم آورده و به حرف حسینعلیخان دوالی کردستان بپردازد» (مجمع­التواریخ: 158)

«جماعت ایلات «وند» که از بیست­هزار خانوار متجاوزند و در فنون سپاهیگری و قطاع­الطریقی ]![ بی­عدیل و خودرأی می­باشند و تا حال با امام­قلیخان هم از راه بی­اعتنایی متفق نشده­اند» (همان: 162)

«ایلات وند سوای ایلات زنگنه و کلهر که چند نفر تیره عظیم­اند و به ایلات زنگنه متفق و مشهور به «وند» می­باشند، به موجب تفصیل ذیل است و جمیع آنها سپاهی و صاحب دولت­اند و هر فرقه از آنها به خطایی موسوم و در آخر خطاب وند ملحق است به طریق مرقوم ذیل: احمدوند، کاکاوند، قلی­علیوند، جلالوند، جلیل­وند، مافی­وند، بهتولی­وند، قوریه­وند (= قرعلیوند؟) خلیل­وند، خواجه­وند، زبیره­وند، نان­کلی­وند (؟) باجول­وند و...» (همان: 158)

طوایف نامبرده تماماً لک هستند اگر چه پاره­ای مانند «مافی­وند» پسوند را رها کرده و با کوچ به مناطق مرکزی ایران اکنون دیگر از گستره زبانی و جغرافیایی لک­ها جدا شده­اند و نیز خواجه­وندها که به مناطق شمالی کشور (حدود کجور و کلاردشت) رفته و ارتباط جغرافیایی خود را از دست داده­اند.

در منابع اوایل قاجاریه نیز مانند ناسخ­التواریخ هر از چندگاه از طوایف لک با نام کلی «زند و وند» یاد شده است. این قرائن نشان می­دهد که وند معادل نام طوایف لک زبان و بلکه معادل «لک» بوده و از طرفی اشاره به محل جغرافیایی آن در شمال مناطق فعلی سکونت آنان دارد.

بعد التحریر:توضیحات خوب دوستان از جمله آقای ابراهیم خدایی و نیز واقعیت وجود پسوند "ون" در میان طوایف بختیاری زمینه را برای پژوهش بیشتر فراهم کرده است . اگر چه طوایفی مانند سگوند به رغم لر زبان بودن اصالتا لک و تیره ای مهم از ایل باجولوند یا باجلان هستند.  به هر حال عجالتا تاکید خودم را مبنی بر اختصاص این پسوند به لک ها را تا زمانی که شواهد محکمتری بیابم پس می گیرم.