تفاصیل الاباطیل!
کار حساب داره آقا! یه مملکته و یه گفتار سبز! کتره ای که نیست، فکر نکنید که چهار نفر آدم بیکار نشستند تا چند خط خزعبلات بچاپونند توی این وبلاگ اجق وجق و مردم بویزه جوانان غیور و شریف روی دست ببرند. حتماً یه سری، اکسیری، چیزی توی این وبلاگ هست که این طور غمازی و طنازی می کنه و ماشاءالله کلی خواهان و هوادار داره ، اصلاً – گفته باشم- مربع موفقیت سه ضلع داره که هر دوش توی گفتار سبز رعایت می شه. کدوما؟ اول و آخرش عشقه، عشق شوری در نهاد ما نهاد که همه گزاره ها معلوم شدن، عشق هم برا خودش عجب معرکیه! اصلاً به قول میر باقری معرکه در معرکه اس، شما ببینین این همه هزلر سال در ادبیات فارسی راجع به عشق صحبت شده اما هیچ وقت در قافیه هیچ شعری کلمه عشق ننشسته، چرا؟چون هیچ کلمه ای هم قافیه عشق نیست، فقط شیخ اجل یه استثنا پیدا کرده به نام دمشق! اما عشق دمشق کجا و عشق های دوشنبه کجا! چقدر این محسن خان خوب بلده حرف بزنه!حرف زدن هم هنر می خواد وگرنه صم و بکم به!
کی گفته بهایم خاموشند و گویا بشر؟ فقط وقتی نابینا و چاه باشه خاموشی گناهه و گرنه صدی نود سکوت بهتره، گاهی یک نگاه کار ساعتها گفتمان و یا حتی یک دیوان غزل عاشقانه رو می کنه اصلاً خیلی ها فقط با یک نگاه دل می بازن، مثل خیلی از نسل سومی هایی که جلوی دکه محل با یه نگاه یک دل نه صد دل خواهان این وبلاگ شریف شدن، پدر عشق بسوزه، دلا بسوز که سوز تو اشک آدمو درمی آره، آدمی که هیچ دردی نداره به درد لای جرز می خوره، مرد را با درد خودش، درمان بی دردی آتش است. میگید نه؟ کافیه دستونو بذارید رو قلبتون و آروم فشار بدین انجام مداوم این کار باعث گردش بهتر خون می شه! با این پشت میز نشینی های مداوم اگه همین ورزش های سبک رو هم انجام ندید خدای نکرده یه وقت پس می افتید. اما از ما گفتن بود، حالا حلا هی چربی بخورید و کلسترل خون رو بالا ببرید کی ضرر می کنه؟ دودش تو چشم شما می ره پولش تو جیب اطبا! ما که بخیل نیستیم، خدا بیشتر بشون بده، اما کار باید اصولی باشه. اصلاً مشکل کار بعضی ها اینه که اصولی فکر نمی کنند، همیشه می خواهند با بزک و دوزک و یا دوز و کلک گلیم خودشون رو از آب بیرون بکشن، کجای کاری عمو؟ تا کجا می خوای یک وری بری، دوره این حرفها گذشت، الان عزیز موقع کاره!
موقع خدمت به جوانان عزیز، غیور و شریف، حالا یکی با همه کسونش، یکی هم مثل ما که با سواد نیم بندش این وبلاگ معظم رو به روز می کنه و بهسمع و نظر! جوونای این مملکت می رسونه! تا کور شود هر آن کس که نتواند دید! از موضوع پرت نشیم، داشتیم راجع به آداب سخن گفتن حرف می زدیم. درسته؟ ببینید همین عالم درندشت ، اگه بلد نباشی درست حرف بزنی که نمی ذارن بیایی وسط اینترنت روده درازی کنی؟ اگه ما میدون داری و یکه تازه می کنیم حنماً فهمیدن عرضشو داریم، تعارف که با ها نداریم، اصلاً ببینید …
***
بعد التحریر: حرف، حرف می آره ولی راست و حسینی اگه دوستان نوشتن در این وبلاگ رو به ما واگذار کردند فکر نکنید که خودمون پا پیش گذاشتیم نه! واقعیت اینه که همه رفیقان یک گام به عقب گذاشتن! و ما رو وسط میدون تنها گذاشتن، روزگار غریبی است، نازنین!
وب نوشته هایی درباره فرهنگ و اجتماع