یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
فتنه می بارد ازین چرخ مقرنس برخیز
عجيب است! از مردم مي گويند و با بيانيه هاي رنگارنگ مردم را به آشوبگاه مي فرستند. از انقلاب دفاع مي كنند ومهمترين ركن آن را ناديده مي انگارندسخن از مرجعيت ميرانند بي آنكه آن را كه همه مراجع فرمانبردارند در نظر آورند.
چه زيبا مولاي متقيان در خطبه 50فتنه جويان بين مسلمانان را معرفي مي كنند:
همانا آغاز پديد آمدن فتنه هاپيروي خواهش هاي نفساني است و نوآوري در حكم هاي آسماني.نوآوري هايي كه كتاب خدا آن را نمي پذيرد و گروهي از گروه ديگر ياري خواهدتابرخلاف دين خدا اجراي آن را به عهده گيرد...و تو خود حديث مفصل بخوان ازين مجمل .مدد می گیریم از خواجه شیراز:
فتنه می بارد ازین چرخ مقرنس برخیز
تا به میخانه پناه از همه آفات بریم
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
خدایا عقیده ام را از دست عقده ام مصون دار!
شنبه سی ام خرداد 1388
به قول احمدرضا احمدی "نوشتم باران / باران بارید!"
شنبه بیست و سوم خرداد 1388
ای وای ...مادرم
فردا درست سیزده سال است که مادر رفته است.
چه سالیانی...
کاش مادر بود...
.
.
.
مادر/خسرو شکیبایی
مادر/ملاقلی پور
مادر / علی حاتمی
شنبه بیست و سوم خرداد 1388
وقتی از مردم صحبت می کنیم منظور ساکنان کدام ناحیه از کدام ستاره در کهکشان شیری است؟
حافظ افتادگی از دست مده زانکه حسود
عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد!
چهارشنبه بیستم خرداد 1388
مدد از شمس تبریزی
آن خطاط سه گونه خط نبشتی
...يکي را او خواندی،لاغير
...يکي را هم او خواندي هم غير
...يکي را نه او خواندي،نه غير او
آن "خط سوم" منم!
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388
دیشب خواب ابوسعید ابوالخیر را دیدم!
عشق باریده بود
و زمین تر شده بود
و چنانکه پای مردی به گلزار فرو می شد
پای من به عشق فرو می شد

