یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
مرگ رازي است / همه رفتگان و خاموشي گزيدگان سال 87
الف) اشارهاي به ناگزير
مرگ حق است و حقيقي،
حداقل ده سال است به رسم فرهنگ ايراني كه در پايان هر سال و در فصل انبساط زمين از همه رفتگان ياد ميكنند در يادداشتهاي پراكندهام نام همه در گذشتگان حوزه فرهنگ و هنر را به طور اخص و ديگر رفتگاني كه نامي يا يادي از آنها بخشي از خاطر و خاطره مردم است گرد ميآورم، تا قبل از همه به خودم ياد آورم كه مرگ در پيش است و بدانم اين دنيا عاريتي و موقتي است و وقت است كه همه آنچه را كه عزيز ميداريم بجا بگذاريم و بگذريم.
نكته ديگر آن كه، در مرگ اختلافي نيست و اين نوشته تنها «گزارش» است از آنها كه رفتهاند. بيهيچ قضاوتي؛ اگر سالمرگ كساني، نامشان را كنار هم گذاشته است كه سنخيتي با هم ندارند، حاصل اتفاق و يا طنز روزگار است. بيهيچ تعارفي بنده؛ راه، روش و عقيده پارهاي از اين افراد را نه ميپسندم و نه می پذیرم، حتي معدود كساني از ايشان خلاف آرمانهاي اين ملت گام برداشتهاند. پرمعلوم است اگر نامي از ايشان برده شده تنها به خاطر يادآوري نقطه پايان زندگي ايشان است .و البته بزرگاني نيز در خاك غنودهاند كه رفتشان جاي دريغ بسيار است.
از ميان در گذشتگان حوزه فرهنگ و هنر مرگ اين افراد بازتاب بیشتری داشت:
پروين دولتآبادي، نادر ابراهيمي، خسرو شكيبايي، منوچهر احترامي، محمدمهدي فولادوند و به ويژه طاهره صفارزاده .
در ميان غيرايرانيها نيز اين نامها اشتهار بيشتري داشتند:
يوسف شاهين، سولژينيتسين، عبدالقادر منيازوف، امه سزر، هارولد پينتر، ساموئل هانتينگتون و بالاخره محمود درويش شاعر فقيد و مبارز فلسطيني.
ب) اسامی درگذشتگان به ترتیب الفباء
فروردين:
داود اسدي(بازيگر سينما و تلويزيون)، شاهرخ سخايي(عكاس سينما)، فريدون آدميت(مورخ)، پروين دولتآبادي(بنيانگزار شعر كودك)، حسن ملك شاهي(استاد فلسفه)، مجيد حاجيباشي(تهيه كننده و دستيار كارگردان)، محمد حسين ذمهباف يزد(پيشكسوت نقاشي خراسان)، صمد سردارينيا(مورخ و محقق )، عباس كاتوزيان(نقاش برجسته)، ثمين باغچهبان(موسيقدان و مترجم)، شمسي عصار(شاعر)، احمدرضا دريايي(رونامهنگار).
ارديبهشت:
اسماعيل داورفر(بازيگر تئاتر و سينما)، فرهنگ معيري(چهرهپرداز)، عليالله ورديخاني(اهل عرفان و استاد اخلاق)، ايرج عندليبي(خواننده فولكور كردستان)
خرداد:
آيتالله حاج شيخ محيالدين مامقاني(مولف و محقق ديني و از علماي حوزه)، نادر ابراهيمي(نويسنده برجسته)، حميد فرزام(استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي)، فريدون جم از عوامل رژيم طاغوت).
تير:
خسرو شكيبايي(بازيگر سينما و تلويزيون )، محمدمهدي فولادوند(مترجم قرآن كريم)، آيت الله شيخ عليپناه اصلانياشتهاردي(عالم ديني)، سيد ضياءالدين امامي(هنرمند صاحب سبك نقاشي مدرن اسلامي)، احمد خليلي(نقاش قهوهخانه)، منصور بني مجيدي(شاعر)، عبدالعظيم رضايي(مترجم و مورخ)
مرداد:
رامين سليمانپور(طراح صحنه)، فريدون فاطمي(مترجم و ويراستار آثار فلسفي)، مهرداد فخيمي(فيلمبردار)، آيتالله سيد محمدحسن مرعشيشوشتري(عالم ديني)، جواد جلاليان(روزنامه نگار)، رضا آقاربي(بازيگر سينما و تلويزيون)، نامي پتگر(نقاش برجسته)، عبدالحسين اسكندري(تهيه كننده و گوينده راديو)، سهراب علوينيا(استاد فلسفه)
شهريور:
جواد خدادادي(بازيگر سينما و تلويزيون)، محسن رسول اف(عكاس و كارتونيست)، فرهاد خان محمدي(بازيگر سينما و تلويزيون)، تورج نگهبان(ترانه سرا)، محمدرسول درياگشت(نويسنده و پژوهشگر)
مهر:
مهدي فروغ(مدرس تئاتر و مترجم آثار نمايشي)، آيتالله حاج احمد سعيدي قوچاني(استاد سطح عالي و خارج حوزه عليمه قم)، اردشير محصص(كارتونيست)
آبان:
حسن گلدوست(نويسنده و منتقد تئاتر )، طاهره صفارزاده(شاعر برجسته و مترجم قرآن)، مهرانگيز دولتشاهي(سياستمدار رژيم طاغوت)، مهدي اميني(بازيگر تئاتر)، خاطره خاوري(رديفدان موسيقي)، آيتالله حاج سيد جواد مدرسي(از علماي يزد)
آذر:
رضا ارحام صدر(كمدين تئاتر و بازيگر)، حسين ميرشمسي(استاد دانشگاه )، بهزاد رعيت(مترجم و شاعر)، احمد آقالو(بازيگر سينما و تئاتر و تلويزيون )
دي:
كريم چمنآرا(پدر نشر موسيقي ايران)
بهمن:
مهري مهرنيا(بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر)، منوچهر احترامي(نويسنده كودك و طنزپرداز پيشكسوت)، علي اصغر خبرهزاده(مترجم و استاد ادبيات فارسي)، احمد سيادتي(استاد دانشگاه )، عزت الله نگهبان(پدر باستانشناسيمدرن ايران)، صفر ايرانپاك(از اهالي ورزش)
اسفند:
نادعلي همداني(تهيهكننده تلويزيون و مترجم )، حاج شيخ محسن محدث(عالم ديني)، سيدميرحسن وزيري(نويسنده لرستاني)
ديگر درگذشتگان ایرانی سال 87 تا آنجا كه در منابع ديگر ديدهام:
احمد خليلي(نقاش)، كلود كرباسي(مترجم هنر ايران)، محمد شمس معطر(شاعر)، سيروس رادمنش(شاعر)، بهمن جواهرچيان(شاعر)، داريوش جعفري(نويسنده)، مسعود ميناوري(داستاننويس)، سهراب علوينيا(استاد فلسفه)، بهروز موسويامين(طراح چاپ)، اسماعيل مسقطي(تارنواز)، منصور احمدي (موسيقيدان)، محمدرضا صابر (اهل موسيقي)، احمد قهرمان(استاد دانشگاه)، ابراهيم كريمي(كارگردان تئاتر)، خسرو تسليمي(تهيهكننده سينما)، فريدون خوشابافرد(صدابردار سينما)، احمد ابراهيمي(دستيار فيلمبردار)، وحيد مجتهدي(صنعت سينما)
ج ) دیگر رفتگان در عرصه جهاني
وي وي(روزنامه نگار و نويسنده - چين)
جنت ايرلي (نويسنده كودك – آمريكا)
هازل وارپ(بازيگر - آمريكا)
جورج ويدمن(نويسنده و شاعر - آفريقا)
تاد موسل(نمايشنامهنويس - آمريكا)
شلدون كلر(نويسنده فيلمهاي كمدي- آمريكا)
رابرت گيروكوس(ناشر و ويراستار آمريكا)
آنيتا پيج(بازيگر فيلمهاي صامت – آمريكا)
گريكوري مكدونالد (نويسنده – آمريكا)
ادگاردو وگايونكه(نويسنده - آمريكا)
جيمز كراملي(نويسنده - آمريكا)
طيب صالح(نويسنده - سودان)
فورست آكرمن(نويسنده - آمريكا)
هارولد پينتر(نمايشنامهنويس - بريتانيا)
مايكل كرايتون(نويسنده پارك ژوراسيك)
يوسف شاهين(فيلمساز - مصر)
اولين كايز(بازيگر - آمريكا)
آنخل تاوير(نوازنده و بازيگر- مكزيك)
سولژينيتسين(نويسنده مشهور روسيه)
عبدالقادر منيازوف(عضو پيوسته خارجي فرهنگستان زبان و ادب فارسي)
فوركي استو(نويسنده - بلغارستان)
اولي جانستون(خالق بخشي از آثار والت ديزني از جمله ميكيموس)
امه سزر(شاعر و سياستمدار)
پي ير فوژيرولا(فيلسوف و جامعهشناس فرانسو)
سمير العياري(نويسنده - تونس)
ژاك فرانسيس رولان(نويسنده فرانسو)
باب اندرسون(بازيگر)
چنگيز آيتما توف(نويسنده برجسته قرقيزستان)
استن وينستون(طرح صحنه و برنده اسكار)
ماريو ريگوني استرن(نويسنده - ايتاليا)
ژان دولانوي(كارگردان- فرانسه)
الينور ليون(نويسنده ادبيات كودك- انگليس)
ويليام برچان(نويسنده - انگليس)
گاستون كومپر(نويسنده - بلژيك)
ميتو بروسكولي(نويسنده و پژوهشگر - آمريكا)
سيمون گري(نمايشنامهنويس - انگليس)
محمود درويش(شاعر مبارز - فلسطين)
جورج فرت(نويسنده و بازيگر – آمريكا)
پيترآوري(ايرانشناس – بريتانيا)
چارلتون هستون(بازيگر نقش بنهور)
ريچارد ويدمارك(بازيگر قديمي سينما)
ژول داسين(كارگردان – آمريكا)
رايموند لابلانك(خالق و ناشر تنتن – بلژيك)
آبيمان(نويسنده فيلمنامه محاكمه نورنبرگ)
آرتور سيكلارك(نويسنده سرشناس و خالق اوديسه فضايي – انگليس)
شيگو فوكودا (گرافيست – ژاپن)
جان آپدايك (برنده جايزه پوليتزر – آمريكا)
ساموئل هانتينگتون (نظريهپرداز برخورد تمدنها – آمريكا)
پيتر آوري (ايرانشناس – بريتانيا)
شنبه هشتم فروردین 1388
در ستايش شایستگی / به بهانه انتشار اثر تازه استاد سيد فريد قاسمي
استاد سيد فريد
قاسمي اخيرا فرهنگ ارجمند «پیشینه ارتباطات و تاريخ مطبوعات خرم آباد» را به چاپ
رساند و البته با بزرگواري نسخه اي را براي بنده مرحمت نمودند. درباره اين كتاب چند
نكته را لازم مي دانم بيان كنم :
1- قاسمي نشان داده است كه به تنهايي كار يك گروه پژوهشي بلكه يك موسسه یا سازمان را انجام مي دهد . هر كسي توان انجام چنين پژوهش هاي گسترده و پرزحمتي را ندارد .
2- كتاب «پیشینه ارتباطات و تاريخ مطبوعات خرم آباد»به تعبير دكتر مسعودي نخستين كتاب برای بررسی ارتباطات و مطبوعات یک شهرستان است و در نوع خود بدیع و بي سابقه است .
3- دقت فراوان استاد در ذكر جزييات و ديدن همه مجموعه ها ، بولتن ها ،خبرنامه ها و جرايد نشانه نگاه فراگير و جامع استاد است . اين مايه دقت باورنكردني است .
4- وقت و حوصله اي كه قاسمي براي اين امر به خرج داده ستودني است . بارها شنيده ام و خود شاهد بوده ام كه استاد به رغم اشتغالات بسيار رنج سفر را به جان خريده و شخصا به تمام ادارات و نهادها مراجعه نموده تا انتشار جریده ای را در زماني دور که احیانا به مناسبتي به چاپ رسیده جويا شوند .
5- استاد كتاب را با سرمايه شخصي به چاپ رسانده اند ، اگر نبود عشق بي دريغ به فرهنگ و به زاد بوم چه كسي حاضر است سرمايه اش را براي چاپ چنين كتابي كه امكان بازگشت سرمايه آن اندك است هزينه كند .
6- كتاب «پیشینه ارتباطات و تاريخ مطبوعات خرم آباد»كم اشتباه و كم اشكال است . شايد به لحاظ چاپ و ويرايش اگر فهرست اعلام به اثر اضافه و اندكي اندازه حروف كوچكتر مي شد بر زيبايي آن افزوده مي گشت با اين همه چنين مي نمايد به رغم فربگي كتاب ، اصراري بر حجيم شدن آن نبوده است، گو آن كه بر خلاف قواعد صفحه آرايي هيچ صفحه سفيدي در كتاب يافت نمي شود!
7- در سالهايي كه فرهنگ خارج قسمت تمام معادلات و از طرفي ضرورت اقدام فرهنگي و حمايت از اهالي فرهنگ ترجيع بند سخنان مديران است : آيا مسئولین محترم استان لرستان حاضرند چنين كتابي را كه در واقع شناسنامه فرهنگي خرم آباد است به عوض پاره اي هزينه هاي زائد تحفه فرهنگيان و مهمانان اين ديار كنند؟
8- سيد فريد قاسمي فخر فرهنگ لرستان است . بي هيچ ترديدي در همين يكي دو سال آينده نام او را در آيين چهره هاي ماندگار خواهيد شنيد ؛ كما آنكه پيش از اين نام او را در آيين انتخاب كتاب سال شنيده بوديم ؛ به راستي چه زماني بايد در زادگاه او مراسمي در خور شخصيت ايشان برای پاسداشت مقام فرهنگي استاد برگزار شود؟ البته يكي دو حرکت خود جوش پيشين را پاس مي دارم .
9- به شخصه سال پيش براي جمع آوري جشن نامه اي در ستايش استاد قاسمي اقدام كردم كه به محض اطلاع ايشان از ادامه آن منع شدم . مناعت طبع و تواضع ايشان بر صفات ستوده ايشان مي افزايد، اما اين مانع انجام وظيفه دستگاه هاي فرهنگي و اجرايي استان نيست .
10- بار ديگر به كتاب و اقدام بزرگ قاسمي برگردم ؛ پيش از اين كساني ديگر نيز براي معرفي فرهنگ شهر خويش اقدام كرده اند . چونان باستاني پاريزي براي معرفي كرمان و جعفر شهري براي معرفي تهران قديم ، اما به تحقيق كار قاسمي در قياس با ايشان ارجمندتر است . باستاني پاريزي كرمان را در سايه گزارش هاي روايي و گاه غير مستند به تصوير مي كشد و بيشتر داستان پرداز است و جعفر شهري به كاوش در سنت هاي فراموش شده مي پردازد اما مجموع آثار قاسمي راجع به خرم آباد هويت ساز است ، قاسمي شناسنامه فرهنگي خرم آباد را تدوين كرده است .
بر چنين عزم عظيم ،سعي واسع و كوشش كاشفانه درود بسيار مي فرستم .

