تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

پاريس عروس شهرهاي جهان2

 رود سن و پلهاي زيبايش

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

                                                          (روی پل هنرها- نمایی از موزه لوور)     

 سن پر آب‌ترين رودخانه فرانسه است؛ از شمال غربي به داخل فرانسه جريان دارد. اين رود 776 كيلومتر طول دارد و از منطقه بورگاندي آغاز و به كانال مانش مي‌ريزد.

  

 رود سن مغرب تا مشرق پاريس را طي مي‌كند و در مسير خود علاوه بر آنكه باعث ايجاد پلهاي

                                                                                                                     

 زيبايي شده كه دو بخش چپ و راست شهر را به هم متصل مي‌كند كناره‌هاي زيبايي دارد كه به خودي خود از جلوه‌هاي ديدني و گردشگاههاي چشم‌نواز پاريس به حساب مي‌آيد. كناره‌هاي سن به حدي مورد توجه و زيباست و به قدري مورد توجه متوليان شهر پاريس بوده كه همواره به عنوان يكي از مقاصد گردشگران اقصي نقاط دنيا كه به پاريس مي‌آيند مهم بوده است. گردشگراني كه گفته مي‌شود عدد آنها در سال از 30 ميليون نفر متجاوز است.

 بد نيست بدانيد در يك حساب سر انگشتي دريافتم كه درآمد فرانسه از محل توريست به هيچ وجه قابل قياس با درآمد نفت كشورهايي كه به اين ذخيره خدادادي مي بالند نيست. ازبرخي جاذبه هاي گردشگري پاريس در بعضي فصول سال روزانه دهها هزار نفر بازديد ميكنند واز هر نفر به طور ميانگين 10 يورو ورودي مي گيرند اين عدد را به دلار و ريال تبديل كني رقم سر سام آوري ميشود كه در اين باره در آينده مفصل خواهم نوشت. 

    برگردم به سن ؛در دو طرف رود سن علاوه بر آنكه پياده روهايي سنگ‌فرش شده و باقيمانده از صدها سال پيش ديده مي‌شود؛ ديواره‌هاي رود سن و گذرگاههاي دو طرف رود كه محل تردد عابرين پياده؛ ماشين وساير وسايط نقليه جداگانه تعريف شده است بر زيباييهاي آن افزوده ؛كناره‌هاي رود سن به تنهايي جزو آثار فرهنگي و باستاني اين شهر به حساب آمده و از سال 1991 وارد فهرست ميراث جهاني يونسكو شده است.

رود سن قابل كشتري‌راني است. علاوه بر كشتي‌هايي كه عموماً رو باز هستند و گردشگران به منظور ديدن منظره‌هاي شهر بر آنها سوار شده و تمام طول سن را در شهر پاريس طي مي‌كنند كشتي و قايقهايي هم وجود دارد كه صرفاً ماهيت وسيله حمل و نقل عمومي دارند و مردم براي جابجا شدن از نقطه‌اي به نقطة ديگر از آن استفاده مي‌كنند. واين جداي از سامانه حمل و نقل زير زميني پاريس است كه به نوبه خود از شگفتي هاست.

   از ديگر زيبايي‌هاي سن پلهاي زيبايي است كه هر كدام براي خود تاريخچه و داستاني جداگانه دارند.پلهای روی سن به عدد ۳۷ میرسندکه به جهت حفظ  ارزش آنها  هم اكنون تردد روي برخي ممنوع شده و فقط عابرين پیاده مي‌توانند از روي آنها عبور كنند. شايد اگر فردي با نگاه تخصصي بخواهد پل‌هاي پاريس را ببيند نوشتن و تحقيق كردن و عكس گرفتن از زوايا و مطالعة تاريخچة اين پلها خود به تنهايي محتاج مجال وسيعي باشد تابتوان الگوهاي قابل توجهي را در زمينة اين نوع ابنيه به دست آورد. وامابرخي پلهاي معروف سن که از نزدیک آنها را دیده و از رویشان عبور کرده وعکس گرفتم:

پل الكساندر سوم: اين پل در قرن 19 احداث و ظاهراً پايان كار آن به سال 1898   بر مي‌گردد  ولي افتتاح رسمي آن در سال 1900 بوده است.  پل الکساندر سوم به میمنت ورود این تزار روس به پاریس ساخته شده است  که   داراي بنايي عظيم و استثنايي است. . وجود مجسمه‌ها و ستونهاي عظيم طلا كاري شده در دوطرف دهانه پل از ديگر جلوه‌هاي آن است. تردد ماشين هم اكنون بر روي اين پل صورت مي‌پذيرد و سمت چپ آن به هتل انوليد و آرامگاه ناپلئون منتهي مي‌شود.

پل هنرها: اين پل واقعاً با مسمي است، موزه لوور و آكادمي هنر پاريس را به هم متصل مي‌كند (عکس بالای صفحه). اساساً پل فلزي است اما سطح آن با تخته‌هاي چوپي پوشيده شده و فقط عابرين پیاده مي‌توانند از روي آن عبور كنند. گردشگران به ويژه آنهايي كه قصد ورود به لوور را از سمت سن دارند از روي اين پل مي‌گذرد و وارد محوطه شرقي لوور مي‌شوند.

در مسير عبور گردشگران، نقاشان و هنرمندان فراواني ديده مي‌شوند كه كسب و كار خوبي را براي خود دست و پا كرده‌اند، از مناظر اطراف نقاشي مي‌كشند و به رهگذران مي‌فروشند.

پل ميرابو كه به ياد ميرابو شاعر فرانسوي در سال 1893 بنا گذاشته شده است. پل كنكورد در سال 1791 بنا شده و متصل به خياباني است كه به ميدان معروف كنكورد منتهي مي‌شود. پل نو كه از قديمي‌ترين بنا‌هاست و مربوط به اواخر قرن 16 ميلادي است و آن را از بي‌نظيرترين بناهاي ساخت بشر مي‌دانند.

پل رويال يا پل سلطنتي، بنايي است مربوط  به اواخر قرن 17 ميلادي در نزديكي‌هاي موزه لوور و در نهايت پل سولي كه كار بناي آن در سال 1876 به اتمام رسيده و در محل تلاقي دوشاخه رود احداث شده كه همگي از ديگر پلهاي زيباي روي سن هستند. دريافتن اطلاعات جامعي در باره هر كدام از پلها كار سختي نيست تابلوهاي نصب شده در ورودي آنها وكتابچه هاي فراواني كه توزيع مي شود اين كار را آسان مي كند.

كتاب و كتابفروشي در پاريس

   از ديگر زيبايي‌هاي كناره‌هاي سن وجود كتابفروشي‌هاي فراوان است. كتابفروشي‌هايي كه عموماً كتابهاي دست دوم؛ تابلوهاي نقاشي و گاهي مجسمه‌هاي كوچك مي‌فروشند. كتابفروشي در پاريس آنقدر زياد است كه روز اولي كه وارد پاريس شدم اولين چيزي كه به ذهنم رسيد اين بود كه بنويسم پاريس شهر كافه و كتابفروشي.

در خيابانهاي پاريس كه قدم مي‌زني هر پنجاه قدم محال است يك كافه و يا كتابفروشي نبيني. كتابهاي دست دوم هم بسيار است و با قيمت مناسب در مكانهاي مشخصي عرضه مي‌شود، كتابهايي كه سر جمع 1 يا 2 يورو  قيمت دارند.

مردم پاريس بسيار علاقمند به كتابند. در مترو، اتوبوس داخل صف، پياده و سواره مشغول كتابخواني هستند.

به بزرگترين كتابفروشي شهر پاريس Gibert Joseph در خيابان سن ميشل هم رفتم كتابفروشي بزرگي در 6 طبقه با امكانات وتجهيزات پيشرفته از هر جهت، از قبيل امكان جستجو و خريد از غرفة مورد نظر.

فروشندگان به غايت مؤدب و مسلط به زبان انگليسي و فرانسه. قيمت كتاب چيزي در حدود دو برابر قيمت فعلي در ايران البته كيفيت كاغذ، چاپ و رنگ كتابها هم چيزي در همين حدود.

طبقه همكف اين كتابفروشي لوازم التحرير بود سهم من هم از كتابفروشي بزرگ پاريس خريد يك عدد خودنويس 3 نوك شيفر كه مدتها بود مشابه اش را گم كرده بودم و يك كتاب دربارة مكانهاي ديدني و باستاني پاريس كه روي هم شد 51 يورو، يعني چيزي حدود 70 هزار تومان ايران.

 

 

اين را هم اضافه كنم؛ شبكه هاي تلويزيوني فرانسه برنامه هاي مفصلي در زمينه كتاب دارند. برنامه اي را ديدم كه درآن هنر پيشه معروف نقش كميسر لسكو كه در ايران خيلي علاقمند دارد در باره كتابش كه با موضوع رژيم غذايي و راههاي لاغر شدن نوشته بود مفصلا با حضور كارشناسان توضيح و به سئوالات بينندگان هم پاسخ مي داد.                                                    .

( کتابفروشی های کناره های رود سن.)

 ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط محمدزاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387

پاريس عروس شهرهاي جهان(1)

 

 

 

   سال گذشته يكي از دوستان كه براي انجام كاري به پاريس رفته بود تماس گرفت و گفت كه من همه جاي دنيا را ديده‌ام اما پاريس چيز ديگري است.

    اسباب متعددي فراهم شد تا فروردين امسال گذر من هم به پاريس افتاد و واقعاً ديدم كه فوق تصور است. ديدنيهاي بسيار دارد. سفر به پاريس انسان را به اعماق تاريخ مي برد نه تنها تاريخ  اروپا و فرانسه بلكه تاريخ همة جهان. در سفر 13 روزه به پاريس هم عكس‌هاي فراواني گرفتم و هم يادداشتهاي زيادي در دفترچه يادداشتم نوشتم اما تا كنون مجالي فراهم نشده كه به طريقي دوستان را به ديدن برخي تصاوير و خواندن برخي يادداشتها مهمان كنم. ديدم بيشتر از اين نمي‌شود كار را به عهدة تعويق گذاشت. بنا گذاشتم يادداشت‌هايم را به مرور روي سايت بگذارم و هر بار يكي دو عكس هم تقديم كنم. دربارة همه چيز يادداشت برداشته‌ام. تاريخ جهان، موزة لوور، رود سن، ساركوزي و كارلا همسرش، برج ايفل، كافه‌ها، كتابفروشي‌ها . قبر صادق هدايت؛اورلئون شهر ژاندارك و سفرهاي درون و برون شهري و از همه مهمتر سوربن و دانشكده زبانهاي شرقي كه عمدة كارم آنجا بود.

 

تهران به پاريس/ فرودگاه اورلي جمعه 9 فروردين 1387

از تهران به مقصد پاريس با هواپيماي ايرباس 5 ساعت راه است با احتساب نيم ساعت حداقل تأخير دائمي هواپيماهاي ايراني؛ ساعت 9 صبح كه از فرودگاه امام حركت كردم ساعت 2 به وقت ايران  به فرودگاه «اورلي» پاريس رسيدم. در پاريس دو فرودگاه مهم وجود دارد. يكي اورلي و ديگري شارل دوگل. اورلي در پنج كيلومتري جنوب پاريس است. اورلي را به زبان فرانسوي اوغلي مي‌گويند. در تلفظ فرانسوي حرف «ر» وجود ندارد. مثلاَ يورو را اوغو مي‌گويند و مرسي را مغسي.

در اولين ساعت ورود به پاريس 5/2 ساعت جلو افتادم. تفاوت ساعت ايران و پاريس 5/2 ساعت است. دوستان منتظر رفتنم بودند. به گرمي پذيرايي كردند و راهي محل اقامت شدم.

پاريس شهري است زیبا َهم سطح دریا وتا چشم کار می کند کوه ویا ارتفاع قابل توجهی در آن دیده نمی شود. جمعیتی محدود دارد که ازسالها پيش در مرز دو ميليون و دويست هزار نفر مانده است و اين جمعيت اصل پاريس است؛ منهاي حومة آن كه مثل همة شهرهاي بزرگ دنيا قدري بي ضابطه بزرگ شده است؛ شهري قديمي كه بناي آن از حدود پانصد سال پيش تغيير محسوسي نكرده. بناهاي قديمي، خيابانهاي سنگ‌فرش، كليساها، پياده‌روها، پاركها و ... اصولاً از همان ابتدايي كه گمان برده‌اند پاريس شهر مهمي خواهد شد بناها را طوري ساخته‌اند كه تغييري نكند؛ به همين جهت صاحبان املاك اجازه ندارند بناي ساختمان خود را عوض كنند ویا بنای جدیدی احداث نمایند داخل ساختمانهاو آپارتمانها را مي‌توانند تغيير بدهند ولي بيرون و نماي آن را هر چند سال بدون تغيير فقط تميز كرده و سنگ نمای آنها را سفيد نگه مي‌دارند.   آب و هوای مطبوع وخنکی  دارد غروبهای زیبایی دارد وانواع رنگها را می توان در آسمان غروب پاریس دید . واز این جهت خیل گردشگران غروبها دوربین به دست از آسمان پاریس عکس می گیرند.

 

 رود مهم سن كه قابل كشتي‌راني است در مركز پاريس جريان دارد و شهر پاريس را به دوبخش چپ و راست تقسيم مي‌كند.در بخشي از شهر هم رود سن  دو شاخه مي شود و جزيره زيبايي را كه به آن  كي افلوغ ميگويند تشكيل می دهد ؛ كي افلوغ يعني منطقه گل.

 

مبناي چپ و راست  هم كه وارد سياست شده در پاريس معني دارد. راست گراها كه طرفداران جامعه آزاد و سرمايه‌داري هستند در سمت راست رود سن سكونت دارند و چپ‌ها در سمت چپ. خانه‌هاي سمت چپ كوچك، دانشجويي و به شيوة سوسياليست‌ها و خانه‌هاي سمت راست بزرگ و اشرافي ...

ادامه دارد ...

 

 عکس زیر منطقه کی افلوغ را نشان میدهد که در آ ن نمایی از کلیسای معروف نوتر دام دیده می شود .                                                                                                            

نوشته شده توسط محمدزاده در 5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387

عکس های طنز در نمایشگاه هوشمندزاده

برگزاری نمایشگاه عکس با مضمون طنز از اتفاقات بدیعی است که عکاسی ایران تجربه کرده است. پیمان هوشمندزاده، نمایشگاهی از ۳۰ عکس خود را که در آن رگه های طنز دیده می شود در گالری راه ابریشم برپا کرده است. "طنزآب" عنوانی بود که برای این نمایشگاه انتخاب شده بود، اما خود عکاس این نام را از روی نمایشگاهش حذف کرد و دلیل آن را این چنین توضیح داد: به نظرم رسید که این نام به بازدیدکننده خط می دهد. نمی خواستم مخاطب از قبل، برداشتی از عکس ها در ذهنش داشته باشد."
به هر حال دیدن این عکس در این نمایشگاه خالی از لطف نیست:
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط والی زاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •